سيد جعفر سجادى
1240
فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )
مدتى كه نهاده باشد ، بنده باشد . و غير مشروط آزاد گردد به حساب آنچه مىرساند از مال كتابت ، زيرا كه رقبهء وى در مقابل مال است ، لازم بود كه به مقدار آنچه ادا مىكند آزاد مىشود . و كنيزك مكاتبه را روا نباشد و طى كردن ، اگر مكاتبت مطلق باشد ، و اگر مشروط بود بلا خلاف . و اگر مشروطه را و طى كند ، حدش نزنند ، زيرا كه اينجا شبههها است ، و رسول ص فرموده است : « ادرءوا الحدود بالشبهات » ، بشبهه حدها را دفع كنيد ! يعنى : چون شبهه باشد حد مزنيد . و بندهء كافر را روا نباشد ، مكاتبت كردن ، زيرا كه خداى تعالى فرمود : « فَكاتِبُوهُمْ إِنْ عَلِمْتُمْ فِيهِمْ خَيْراً » ، يعنى : اگر دريشان خيرى بينيد باز فروشيد ! و خير را بر ايمان حمل كردن اولاتر باشد از مال ، و كسب كردن . و كافر را نگويند كه درو خير است چنان كه مؤمن را . ( معتقد الاماميه ص 467 ، 469 ) عجاردة - ( اصطلاح كلامى ) فرقهء از خوارجاند ياران عبد الرحمن بن عجردند كه اعتقاد دارند كه طفل از به دو بلوغ اگر مدعى اسلام شد احكام اسلام بر او است و واجب است بعد از بلوغ او را باسلام خوانند و آنان ده فرقهاند . ( از كشاف ص 499 ) . عجب - ( اصطلاح عرفانى ) عجب عبارت از نظر كردن بنفس و عمل خود باشد به آنكه عبد خود را بزرگ شمرد و اين امر ناپسند است و اصل آن دو چيز است يكى جاه خلق و مدح ايشان ، ديگر آنكه كردار كسى بر كسى پسنده افتد و او را مدح كند تا فاعل به عمل خود معجب شود ( كشف المحبوب ص 69 ) . مصطفى گفت : سه چيز است كه هلاك مرد در آنست ، يكى بخل كه مرد او را فرمانبردار شود . ديگرى هواى نفس كه مرد فرا پى آن نشيند ، سوم آن مرد كه بخويشتن معجب بود ، يكى از جمله بزرگان دين گفتهاند : اگر همه شب خواب كنم و بامداد شكسته و ترسان باشم ، دوستتر از آن دارم كه همه شب نماز كنم و بامداد بخويشتن معجب باشم . عبد الله مسعود گفت : هلاك دين مرد در دو چيز است : يكى عجب ، ديگرى نوميدى ، اين از آن گفت كه هر كه نوميد شد ، از طلب فرو ايستاد ، و فترت در وى آمد ، نيز عبادت نكند ، همچنين معجب در خود مىپندارد كه از طلب بىنياز است ( از عده ج 5 ص 434 ) . ابو عثمان نيشابورى گويد : « العجب يتولد من رؤية النفس و ذكرها و رؤية الخلق و ذكرهم » و نيز گويد « الخوف من الله يوصلك الى الله و الاكبر و العجب فى نفسك يقطعك عن الله » و نيز گويد « من صحت نفسه صحبه العجب و من صحب اولياء الله وفق للوصول الى الطريق الى الله » ( طبقات 172 ) . شاه كرمانى گويد « ما اعجب عبد نفسه حتى يكون محجوبا عن ربه » ( طبقات ص 194 ) . عُجبُ الذَّنب - ( اصطلاح فلسفى ) در محل خود بيان شده است كه بعد از تلاشى و انحلال بدن چيزى از آن باقى ميماند كه